زن ایرانی در برزخ دو نگاه

 درگذشت سیمین دانشور بانوی نویسنده ایرانی و همسر جلال آل احمد و تقارن آن با روز جهانی زن بهانه ای است برای پرداختن به مسائل زنان ایرانی که می توان گفت این روزها در پرتو نگاه  مردسالار جامعه ما تا حدودی مهجور و مغفول واقع شده و بخش عمده ای از مشکلات آنان هنوز ناشناخته باقی مانده است . مقوله زنان به عنوان نیمی از پیکره اجتماع پدیده ای است كه مختص به جریانات و تفكرات عصر حاضر است و با نگرشی برخوردار از جهت گیری انسانی و عدالت خواهانه ، خود را نشان می دهد به گونه ای كه هر مصلح اجتماعی و صاحب اندیشه ای در دوران معاصر بخشی از دیدگاهها و نظریات خود را به تبیین مسئله حقوق اجتماعی زنان اختصاص داده است . این که جایگاه واقعی زنان در جامعه ما کجاست و چه نقشی را می توان برای آنان در عرصه اجتماع قائل بود بحثی است که از زوایای مختلفی به آن پرداخته شده است . از تفكرات زن ستیز و دیدگاههای مضیّق و متحجر برای حضور زنان در عرصه اجتماع تا جنبش های آزادی خواهی زنان و جریانات فمینیستی ، طیف متنوعی از وجوه گوناگون نگرش به زنان را تشكیل می دهد .

همین نگاههای متفاوت است که باعث گردیده تا مسئله زنان در جامعه ما دچار قبض و بسط های بعضا متناقضی گردد و هر کس از زاویه نگاه خود به کاویدن مسائل آنان بپردازد . گروهی معتقدند که حضور زن در عرصه اجتماع و اختلاط آنان با مردان منشاء آسیب ها و گرفتاری های بزرگی است که فروپاشی نهاد خانواده اولین اثر سوء آن می باشد . همین گروه با تجویز نسخه هایی همچون تفکیک جنسیتی و جدا سازی آنان در عرصه اجتماع بر این باورند که این اقدام می تواند امنیت لازم را برای زنان و به تبع آن برای نهاد خانواده تامین نماید . گروهی دیگر با اندیشه ای فمینیستی مشکل بزرگ زنان جامعه ما را در ساختار مردسالارانه آن تصور کرده و معتقد است در ایران وجود چنین ساختاری بازتولید کننده یک جامعه اقتدار گراست که کارش آفرینش آدم ها و شخصیت های مطیع و فرمانبردار است و این فرمانبرداری بیش از هر چیز قشر زنان را هدف قرار داده است . این گروه برای زنان نقشی برابر و چه بسا فراتر از مردان قائل بوده و دائما از نقض حقوق زنان و بی توحهی به نیازهای این قشر شاکی و گلایه مند است .

فارغ از درستی یا نادرستی دیدگاههای فوق ، آن چه که در خصوص زنان در جامعه ایران قابل تامل است نگاه "جنسیتی" به مقوله زن است که همین نگاه موانع و دست اندازهای بزرگی را برای حضور بیشتر زنان در عرصه اجتماع ایجاد کرده است . این نگاه علیرغم اهمیت فراوانی که در جامعه شناسی زنان دارد متاسفانه چندان مورد توجه قرار نگرفته و ابعاد و زوایای آن نیز به درستی تبیین نشده است . وقتی یک فرد فارغ از ماهیت انسانی اش در قالب "جنسیت" قرار گرفته و تعریف شود هم قابلیت ها و پتانسیل های واقعیش نادیده گرفته می شود و هم نیازهای انسانی و غریزی او مورد غفلت قرار می گیرد . نگاه جنسیتی به انسان ها در روابط انسانی و اجتماعی ، و در حصار جنسیتی قرار دادن آن ها ، به مرور شخصیت اجتماعی فرد ایرانی را به گونه ای پرورانده است که دست یابی به جنس مخالف ، تلقی بزرگترین " کامیابی " را در زندگی او خواهد داشت . بیخود نیست که در جامعه ما اگر مرد ازدواج نکرده ای در اثر بیماری یا حادثه ای جان خود را از دست دهد ، در آگهی ترحیمش او را به عنوان " جوان ناکام " معرفی می کنند . حاکمیت این نگاه می تواند منشاء بسیاری از آسیب هایی باشد که امروزه جامعه ما و خصوصا زنان این سرزمین با آن دست به گریبانند . آنچه که در جامعه امروز ما ضرورت دارد نگاه " انسانی " به زن در مناسبات اجتماعی است تا بتوان او را در قامت یک انسان تعریف کرد و برای او در حیات اجتماعی خویش نقشی به فراخور قابلیت هایش در نظر گرفت .

منبع:صدای کرمانشاه