اگر به جای اشک از چشمها غزل می بارید می دیدی که من بلند ترین غزلِ دنیا را برای تو سرودم .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم آبان ۱۳۹۰ ساعت 19:57 توسط پگاه
|
نمیدانم پس از مرگم چه خواهد شد ! نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد. گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش و او یک ریز پی در پی دم گرم گلوی خویش را اندر گلویم سخت بفشارد. وخواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد. بدینسان بشکند دائم سکوت مرگبارم را .